صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 46

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

بر اشخاص آن رفته است « 1 » . وچون دانستيم كه هر شخصي از اشخاص عالم حادث است ، مىتوانيم حكم حدوث را بر عالم بصورت كلّ استغراقى جارى ببينيم ؛ يعنى قضيّهء « عالم حادث است » را بصورت « هر عالمي حادث است » قرائت كنيم . امّا از منظر ديگر « 2 » كه به مسأله بنگريم ، نمىتوانيم عالم را بصورت يك كلّ مجموعى ، يعنى مجموعه‌اى از عالمهاى متوالى ، لحاظ كرده حكم حدوث يا قدم را بر آن كلّ روا داريم ؛ زيرا اين عالمها مجموعا ودر كنار هم حضور بالفعل ندارند تا پذيراى حكم واحدى گردند ، واز سوى ديگر هميشه چنين نيست كه حكم جزء به كلّ سرايت كند . شايسته بود كه ملّا صدرا مباحث اين فصل را به صورت گسترده‌تر مطرح مىكرد ؛ ولى بر خلاف فصلهاى ديگر اين رساله كه كمابيش همانند فصلهايى از كتاب أسفار است ، مطالب اين فصل شباهت بسيارى با دو فصل كوتاه از مفاتيح الغيب دارد . « 3 » در فصل اوّل از موقف دهم از سفر سوم كتاب أسفار ، اين مباحث بتفصيل هر چه نيكوتر در بيان عدم منافاة دوام فيض الهى با حدوث عالم آمده است . « 4 » فصل يازدهم اين فصل به بحث دربارهء ربط حادث به قديم اختصاص يافته است . مشابه با آن ،

--> ( 1 ) ملّا صدرا در خاتمهء اين رساله ودر تحليل سخنى از سقراط ، بر اين مطلب بار ديگر تأكيد مىكند . ( رك : همين رساله ، ص 176 - 177 . ) ( 2 ) در اينجا ملّا صدرا به اين منظر اشارهء صريحى نمىكند ، امّا در أسفار آن را بيان داشته است . ( رك : الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 286 - 287 . ) ( 3 ) رك : مفاتيح الغيب ، صحّحه وقدّم له محمّد خواجوى ، تهران ، مؤسّسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى ، 1363 ش ، ص 395 - 398 . ( 4 ) رك : الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 282 - 288 .